برای بلوغ سازمانی تعاریف و مولفه های مختلفی بیان شده است. منظور از سطح بلوغ سازمانی، درجه برخورداری سازمان از سیستم ها، فرآیندها، تجارب و رویه های تعریف شده در انجام فعالیت های روشمند و سیستماتیک است.

شاید کمی مفهوم انتزاعی یا گنگ باشد ولی اگر نیم نگاهی به ابعاد آن بیندازیم می توانیم حتی شرایط فعلی سازمان خود را نیز بررسی کنیم که چقدر سازمان ما بالغ است. شش مولفه کلیدی را می توانیم برای بلوغ سازمان ذکر کنیم.

درجه فرآیندگرایی سازمان

بیانگر میزان محوریت فرآیندها و رویه های از پیش تعریف شده در سازمان، تعامل مثبت بین اجزای سازمان جهت انجام فعالیت ها و نیز برخورداری از ساختارهای مشخص و تسهیل کننده این امر است.

درجه مشتری گرایی سازمان

بیانگر میزان محوریت تفکر و فرهنگ مشتری مداری در سازمان، توجه به خواسته ها و نیازمندی های مشتریان و نیز برخورداری از ابزارهای مناسب برای سنجش و ارزیابی نظرات و بازخوردهای مشتریان است. در حقیقت، نقطه هدف نهایی در اجرای استراتژی های سازمانی همانا مشتری است. البته فراموش نکنیم مشتریان ما به دو دسته درونی و بیرونی در حالت کلی تقسیم می شوند. به عنوان مثال کارکنان سازمان نیز به عنوان بخشی از مشتریان ما هستند.

کیفیت ارتباطات درون سازمانی

بیانگر درجه ارتباطات و تعاملات بین واحدها و اجزای سازمان در انجام فعالیت هایی است که به نوعی با بخش های مختلف مرتبط می باشند. این ارتباطات جهت اطلاع رسانی اثربخش بین واحدها و مشارکت در انجام فرآیندهای سازمانی ضروری است.

فرهنگ مشارکتی یکپارچه

بیانگر میزان مشارکت کارکنان در فرآیند اجرای استراتژی های سازمانی است. موفقیت در اجرای استراتژی بدون دخالت موثر کارکنان محقق نخواهد شد.

درجه هماهنگی و همکاری سازمانی

بیانگر درجه توانایی سازمان در انجام کار تیمی، میزان به اشتراک گذاری اطلاعات بین کارکنان و نیز درجه همیاری و کمک به سایرین در جهت رشد مهارت ها و ارتقای سازمان است.

میزان برنامه مداری سازمان

بیانگر درجه محوریت اهداف شفاف و صریح در بخش های مختلف سازمان و توجه به اجرای برنامه های تعریف شده و مدون به منظور دست یابی به این اهداف است.

منبع: mnarimani.ir